برای تو مینویسم، برای تو که روزی مدعی عاشقی بودی! وشاید هنوز هم پای این ادعا باشی. شاید.. نمی دانم...! توکه ازهمه چیز می گفتی وآسمان را برایم ریسه می بستی، چراغ ماه به سخنان تو روشن بود. اما... برای گفتن حرفهای زیبا همه عاشقند، پس چرا عمر عاشقی تو به کوتاهی ستاره سهیل بود؟ دیگر خسته شده ام، خسته ازهمه ی لجبازی های کودکانه. خسته ازبا خودبودن، خسته ازبا تونبودن. بال بال می زدم که برگردم، پرپر تاحالا شده توی جاده ی زندگی ات نصفه ی راه برگردی وادای موندن اختیاری را دربیاری؟؟ من برگشتم، بااینکه همه ی زندگی ام مدتها بود که آمده بودی. مدتها بود که باتو آشنا بودم ونمی شناختمت. مدتها بود کنارم بودی ونمی دیدمت. تویی که نمی شناختمت، اگر دنیا به اندازه ی نبودنت سرد است غمی نیست، چو.ن آسوده خاطرم آنجا کسی هست که دنیای سرد تو به اندازه ی گرمای بودنش شب اردیبهشت91، ساعت صفرعاشقی
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
خدایا ازعشق امروز من چیزی برای فردا بگذار نگاهی... یادی... تصویری... خاطره ای... برای آن هنگام كه فراموش خواهیم كرد كه روزگاری چقدر عاشق بودیم. Archivesاسفند 1393بهمن 1393 مرداد 1393 خرداد 1393 فروردين 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 مهر 1392 مرداد 1392 فروردين 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آبان 1391 مهر 1391 شهريور 1391 مرداد 1391 تير 1391 خرداد 1391 ارديبهشت 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 AuthorsسودهLinks
وبلاگ سعید
LinkDump
تی شرت کاربران آنلاين:
بازدیدها :
|